پایان ترم دوم کارگاه دو زبانه کودک و مادر
نفس مامان و بابا ، خیلی زود با فاصله یک هفته استراحت از ترم اول ، ترم دوم کلاسات شروع شد ، اینجا رفتی سراغ کلاس ترم یکت که خیلی دوست داشتی که بهمون اطلاع دادن کلاستون یکی دیگس.

این کلاسم خیلی قشنگ بود ، تا اومدی داخل ، استیکراش توجهت رو جلب کرد.

دختر مهربونمون ، اینجا هم داری حیوانات رو ی دیوار رو ناز میکنی ، فدای این همه مهربونیت بشیم الهی.

اینجا رفتی سراغ وسایل کار ، که تو کلاس بود، با اینا یعنی میخوایم چیکار کنیم؟

با این وسیله ای که دستته باید ضربه می زدید به این لگن ها البته با توجه به صداهای مختلفی که مربیات در می آوردن که شما فعلا رفتی توی لگن ژست گرفتی
و این مهارت در واقع تمرین هماهنگی شنیداری و حرکتی بود.


eating time بود و شما هم مشغول تغذیه.

تو این ترم هم تقریبا آخر هر جلسه بازی با توپ داشتید و اینجا هم بازی تموم شده و شما داشتی در جمع کردن توپ کمک میکردی.

مهارت کاغذ پاره کردن رو یاد گرفتی و همچنین مچاله کردن و در نهایت وسیله دیگری رو با اون درست کردن ، در واقع با این کار یاد میدادن هر چیزی برای دور ریختن نیست و بچه ها یاد بگیرن یه چیزایی رو هم خودشون از چیزهایی که به ظاهر زائد هست درست کنن.

چند تا کاغذ پاره کرده و مچاله کرده بودی که دیدی یکی از دوستات روی صندلی نشسته و شما هم هوس کردی روی اون بشینی برای همین بلند شدی و رفتی سراغش و ...

اینجا میبینی که اونو بلند کردی و روی صندلیش نشستی و از اونجایی که این صندلی برای بچه های سن بالاتر بود و هواس بچه های دیگه رو هم پرت میکرد و اونا هم میخواستن روش بشینن اونو بیرون گداشتن و وقتی بچه ها رو علاقمند دیدن قرارشد از این به بعد هر موقع لازم شد برای بچه های کلاس شما هم بیارن.

اینجا هم چسب دادن تا دور کاغذ ها بپیچید و توپ درست کنید که شما مثل النگو تو دستت انداختی
.

آفرین چه توپی درست کردی
.

اینجا هم خمیر بهتون دادن تا خمیر بازی کنید.

مربیت بهت تو شکل دادن خمیر کمک میکرد ، مربیات میگفتن این بازی هم خیلی خوبه ، به بچه ها یاد میده که باید انعطاف پذیر باشند.

وقتی خمیره شکلش عوض میشد خیلی خوشت می اومد و می خندیدی ، قربونت بریم الهی که انقده نازی
.

در آخر هم یه بستنی قیفی خوشگل درست کردی
.

تو زنگ استراحتتون هم با سورنا مهندسی برق کردید.

زنگ eating و مشغول خوردن انگور که خیلی دوستداری.

از انگورات به همه دوستات تعارف کردی و و قتی احساس کردی ممکنه برات دیگه چیزی نمونه بلند شدی رفتی جای دیگه بخوری.

از کلاس وقتی اومدیم دختر عمه های سه قلوتم تو خونشون کلاس داشتن و به اونا پیوستی.



با اشتیاق در حال کلاس رفتن ، ایشاله مدرسه و دانشگاه و مدارج عالی رو هم اینطوری طی کنی و همیشه موفق باشی.

اینم یکی از دوستات بود که قبل از کلاس همدیگر رو دیدید.

حسنا خوشتیپ
.

واااای این پیشیه چه سیبیلایی داره!
( این کتاب خیلی جالب بود.یه گربه بود که توی یه صفحه زبری زبونشو لمس میکردی, یه جاش سیبیل تیز تیزیش, یه جا صافی پتوش, یه جاشم نرمی موهای بدنش و...)




اینجا هم مربیت این پنبه ها رو دا تا با کمک مامان اولین کاردستی زندگیتو درست کنی ، قربونت بریم چه خانم هم نشستی.

خدایا یعنی باید با این وسایل و یرگه چیکار کنم؟

آهان فهمیدیم برم یه خورده پنبه . کاموا بیارم کار رو شروع کنم
.

و در آخر کاردستی زیبای حسنا جون
.

هزار ماشاله کاردستیتو زود درست کردی و رفتی سراغ بازیگوشی ، قربون این دختر زرنگ بشیم الهی ، در واقع با این کاردستی ، هم زبری و نرمی و صافی چسب کاغذی و نواری و پنبه و کاموا رو از نزدیک حس کردی

این جلسه که براتون توپ نیاوردن خودت رفتی سراغ توپ اونم تو دفتر مربیات
.

با این گچا یعنی میخوایم چیکار کنیم؟

کاغذ سیاه ندیده بودم که الان دیدم!!
(ازونجایی که در آینده احتمالا نسل شما ها روی تخته سیاه رو نخواهد دید و همه کارا با پاورپوینت و آیپد و کامپیوتر خواهد بود, مربیاتم گفتن بذار تخته سیاه و گچ رو براتون شبیه سازی کنیم که مبادا یه وقت ندید بدید بمونید!!!!!!)

خاله نگین بیا نقاشیم تموم شد.

بزار حالت های مختلف نقاشی رو با کمک خاله و دستمال انجام بدیم و یه حالت دیگه از نقاشی رو ایجاد کنیم.

به به چه نقاشی قشنگی ، هزار ماشاله به این دختر که تو همه کاراش موفقه


آموزش up و down به بچه ها.



آخ مامان چقدر تشنمه please give me water. حتی در حال آب خوردن هم از فعالیت و ورزش نمی زنی ، فدای این دختر زرنگ بشیم الهی.

قربون این ژستت بریم الهی.

حسنا خانم شاد و سرحال که از اینکه کلاس اومدیم خیلی خوشحالی ، همیشه انشاله اینطوری باشی.

مهارت راه رفتن روی سطوح شیب دار.


اینم مدرک ترم دومت که با موفقیت سپری کردی ، ایشاله مدرک فارغ التحیلی دکتری رو با موفقیت بگیری.



پایان ترم دوم کارگاه دو زبانه کودک و مادر 
